با سیاه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:28
قرمز یعنی..................عشقآبی یعنی....................آرامش سبز یعنی...................سرزندگی زرد یعنی...................درخشیدن بنفش یعنی..................امیدواری سفید یعنی...................دوستی صورتی یعنی.............حال خوب قهوه ای یعنی..............راحتی همۀ این رنگ ها را در کنارسیاه تصو...
آزادی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:28
بگذارید آب شوم یا بخار شوم خاک شوم یا غبار شوم تکلیف مرا روشن کنید: زنجیر شوم یا جدا شوم اسیر شوم یا رها شوم . . . البته شاید بعضی وقت ها اسیری طعم خوش آزادی را نشانمان دهد به آزادی هایی که تابه حال به آنها فکر نکرده ایم بیندیشیم «sdf» برچسبها: آزادی
خاطره
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 14:28
دیشب پنجرهاز پشت چشمانم شاهد افتادن برگ زرد دیگری از پاییز خاطراتم بود... خدانگهدار ای همیشه یاد من ای خاطره می سپارمت بر باد، من «sdf» برچسبها: خاطره, پاییز
احساس گل سرخ
-
تاریخ: 1396/3/22 ساعت: 2:58
می خواهم احساساتم را جایی بگذارم؛ جایی که هر روز بتوانم نگاهشان کنم، و از آنها لذّت ببرم؛ شاید جایی مثل یک گلدان خالی، تا هر روز آب شان دهم. از کجا معلوم شاید روزی، یک دسته گل سرخ توی گلدان احساساتم رشد کند.
رنگی رنگی
-
تاریخ: 1396/3/21 ساعت: 1:59
قرمز یعنی..................عشقآبی یعنی....................آرامش سبز یعنی...................سرزندگی زرد یعنی...................درخشیدن بنفش یعنی..................امیدواری سفید یعنی...................دوستی صورتی یعنی.............حال خوب قهوه ای یعنی..............راحتی همۀ این رنگ ها را در کنارسیاه تصو...
آسمان
-
تاریخ: 1396/3/19 ساعت: 15:51
بچه بودم که به دریا گفتم:می خواهم به آسمان بروم. گفت: برو بالای کوه. آسمان آن جاست! بالای کوه رفتم و به کوه گفتم: خوش به حالت پیش آسمانی! کوه گفت: آسمان؟ آسمان این جا نیست! برو بالای ابر. بالای ابر رفتم و گفتم: خوش به حالتان کنار آسمان هستید! ابر خندید و گفت: آسمان؟ آسمان پیش خورشید است! رفتم پیش خو
سایه
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 16:14
من فرزند دریا هستم.نوشته هایم را به ساحل می فرستم؛می خواهم شن های روی زمین، نخل های سر به آسمان کشیده، مرغابی های پر هیاهو، و آفتاب سوزان، نوشته هایم را بخوانند. می خواهم که ساحل با من درد دل کند؛ و هرگاه خواست جوابم را بدهد، نوشته هایش را به موج های دریا بدهد.
تموم....
-
تاریخ: 1396/3/18 ساعت: 16:14
دوست صمیمی باعث میشه رو خیلی چیزای همدیگه حساس بشین و از دست همعصبانی اون روز( یا بهتر بگم اون شب) حرفشو قبول نکردم اما 6 ماه از اون روز گذشت و من عید امسال به حرفش رسیدم بهتره بعضیا رو ول کنی واقعا ول کنی و بهشون فکر نکنی، اهمیت ندی بعضیا ارزششو ندارن که اخرین روزو باهات خوش باشن و بگن خداحافظ، من
بسته شدن دفتر تعطیلات ...
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 21:43
امروز آخرین شنبه ی تعطیلات است.فردا آخرین یکشنبه و جمعه آخرین روز.... شاید آه بکشی و بگویی لذت ها تمام شد و شاید ذوق کنی و بال و پر بزنی ولی برای من فرقی نمی کند ، از همین الان منتظر 13 روز عیدم !!!!!! : )
يك سال گذشت...
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 21:43
هنوز راه هاي نصفه نيمه...هنوز كارهاي نيمه تمام... هنوز حرف هاي گفته نشده... هنوز باز هم همان گفته ي هميشگي: يعني يكسال گذشت؟ جاي تعجبي نيست. زمان رفت! تو هم رفتي تو نشسته بودي روي صندلي قطار زمان و هنوز فكر مي كني اين قطار حركت نكرده پس بايست پس دقت كن بارها تكاني مي خوري... برچسبها: سال نو
راهتمایی تموم....
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 21:43
امروز آخرین روزی بود که سر کلاس درس راهنمایی نشستم.ساعت تقریبا 8،مدرسه بودم. مثل چند روز گذشته، بحث کلاس ما بحث انتخابات ریاست جمهوری بود! معلم ریاضی 8:10 اومد کلاس و 9:10 تقریبا کارش تموم شد من خوابم می اومد دیروز به خاطر نیمه شعبان رفته بودیم بیرون و شب دیر خوابیدم خیلی خسته بودم. ولی زنگ تفریح ک
تولد:) مبارک
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 21:43
دوست خوبم،خوشحالم که یه دوست اردیبهشتی دارم و می تونم تولدشو بهش تبریک بگم و با دیدنش یاد بهار بیفتم:) تولدت مبارک تقدیم به تو.... واقغی نیست ولی به هرحال:)
غبطه
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 21:43
من فرزند دریا هستم.نوشته هایم را به ساحل می فرستم؛می خواهم شن های روی زمین، نخل های سر به آسمان کشیده، مرغابی های پر هیاهو، و آفتاب سوزان، نوشته هایم را بخوانند. می خواهم که ساحل با من درد دل کند؛ و هرگاه خواست جوابم را بدهد، نوشته هایش را به موج های دریا بدهد.
یک روز از جنسی دیگر
-
تاریخ: 1395/7/24 ساعت: 2:16
امروز یه روز عالی بود یه روز نادر که سالی یه بار واست اتفاق می افته یه روز که واسم خیلی مقدسه. هر کسی یه روز مثل اینو داره، و اگه مثل من خیلی دوستش داره، خیلی راحت به بقیه می گه: امروز روز تولدمه
زنگ هنر
-
تاریخ: 1395/7/1 ساعت: 15:20
فقط یه بچه پاییزی، می تونه از ته قلبش بگه : پاییزت مبارک! حس ریاضی و فارسی و فیزیک رو بذاره کنار و فقط حس کنه که هر روزش زنگ هنره!
گل رز آبی
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:14
او گفتار خاصی داشت، رفتار خاصی داشت، تفکر خاصی داشت، اعتماد خاصی داشت، اسرار خاصی داشت، دوستان خاصی داشت، گل های خاصی داشت، اگر نتوانستم کسی باشم که به من اعتماد کند، اگر نتوانستم جزء دوستان خاصش باشم، اما باز هم دوست دارم آن گل خاص را به او هدیه دهم همان گل رزی که می گفت ای کاش آبی باشد ای دوست خوب...
الفبای اصول
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:14
می خواهم با الفبا اصول زندگی ای را که می شناسم بنویسم. آرزو - امیدواری - برنامه ریزی - پندار نیک - تحصیل - ثابت قدم بودن - جوانمردی - چاره جویی - حرمت نهادن - خودشناسی - داد - ذلیل نبودن - رازداری - زیبایی جستن - ژاژ ندراییدن - سحرخیزی - شادمانی - صداقت - ض؟- طهارت - ظلم نکردن - عشق ورزیدن - غلام خد...
این من نیستم...
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:14
بعضی موقع ها، شک می کنی... نه به بقیه... به خودت شک می کنی... واقعا این منم؟! بعضی موقع ها به خودت شک می کنی وقتی که می بینی خودت نیستی... کارایی میکنی، حرفایی می زنی، چیزایی می گی، که اصلا قرار نبود بگی... می دونی چرا؟ چون حواست به خودت نیست... حسودیت می شه من بعضی موقع ها پشت کسی حرف زدم که، به کس...
خط اول فصل جدید
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:14
برگه ی بهار ورق خورد و فصل جدیدی از کتاب زندگی آغاز شده است. شاید بهار، به اسم تمام شده، اما زودتر از اینها، اوج داستان طبیعتِ بهار تمام شده بود... همین که رنگ از روی چهره اش رفت، باید می فهمیدی دیگر، این بهارِ خرداد آن بهارِ اردیبهشتی نیست، ولی خیلی ها، بهار را حتی زمانی که می رود، دوست دارند...
بهار و دوستان بهاری
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 13:14
بهار را دوست داشتم، احساس دوست داشتنم قوی تر می شد، برای دیدن نگین سرخ، برای بوییدن گل های نرگس، و برای حس نوازش باد صبا، چه روزها که لحظه شماری نمی کردم ولی ای کاش حس مرا درک کنید... احساسی که دارم چیز دیگری است... احساسِ دوست داشتنِ دوستانم را دارم... بچه های طبیعت، دوستان حقیقی من دوستان دوران مد...