عصبانی اون روز( یا بهتر بگم اون شب) حرفشو قبول نکردم
اما 6 ماه از اون روز گذشت و من عید امسال به حرفش رسیدم
بهتره بعضیا رو ول کنی
واقعا ول کنی و بهشون فکر نکنی، اهمیت ندی
بعضیا ارزششو ندارن
که اخرین روزو باهات خوش باشن و بگن خداحافظ، من تو تابستون فقط تو رو نمیبینم!
مشکل این جاست که مطمئنم کل تابستونو به اینکه چه جور همه چی رو ول کنم و از چی
شروع فکر می کنم!!
نهم هم تموم شد، بی سر وصدا
از تو چهره بچه ها میشد دید که عین خیالشونم نیست!
من عین خیالم بود!
انتظار داشتم همه یه چیزی بگن مثلا اینکه دبیرستانی شدیم!
ولی فقط یه بار این حرفو شنیدم! یه بار
احساس میکردم الان بعضیاشون میگن به درک که تموم شد!
ولی من با تموم احساساتم میگم:
خداحافظ راهنمایی!
خداحافظ بچه بازیا!
سلام دوره جدید!
سلام همه چی از نو شروع شده!
سلام زندگی تابستونی!
برچسب:
نویسنده: مهتاب خوشنام